en_US
en
off
Mobile View
Desktop View
آیت الله سیستانی
7380
 

زندگی نامه آیت الله  سیستانی


حضرت آيت اللّه العظمي سيستاني در سال 1349 هجري قمري در شهر مقدس مشهد از خانداني معروف به علم و تدين ديده به جهان گشود. پس از فراگيري علوم ابتدائي , مقدمات و سطح , نزد برخي از اساتيد و مدرسان به فراگيري علوم عقليه و معارف الهيه پرداخت . وي دروس خـارج را در مـشـهـد بـه اتمام رساند و ....

ولادت

در روز 9 ربيع الاول سال 1349 هـ . ق در شهر مقدس مشهد متولد گرديد و پدرش به ميمنت نام جدش ايشان را علي نام نهاد.
نام پدر گراميشان مرحوم سيد محمد باقر و نام جد ايشان که از بزرگان علم و زهد بوده سيد علي ميباشد که زندگينامه ايشان را مرحوم شيخ آقا بزرگ طهراني در طبقات أعلام الشيعه (قسمت چهارم ص 1432) ذکر نموده است که گفته شده ايشان در نجف از شاگردان مولي علي نهاوندي و در سامرا از شاگردان مجدد شيرازي سپس از شاگردان خاص مرحوم سيد اسماعيل صدر گرديد. و در سال 1308 هـ . ق به شهر مقدس مشهد بازگرديد و در آنجا مستقر گشت، و از مهمترين شاگردانش فقيد بزرگوار شيخ محمد رضا آل ياسين (قدس سره) ميباشد.
خاندان ايشان که از سادات حسيني ميباشند در عهد صفوي در اصفهان ميزيستند که از طرف سلطان حسين صفوي جدّ اعلي ايشان سيد محمد را به منصب شيخ الاسلامي در سيستان منصوب نمود و ايشان به آنجا منتقل شده و با خانواده شان در آنجا سکني گزيدند.
از نوادگان ايشان سيد علي جدّ معظم له، اولين شخصي بود که به شهر مقدس مشهد مهاجرت نمود و در مدرسه مرحوم ملا محمد باقر سبزواري مستقر گرديد و از آنجا براي تکميل درس خود به نجف اشرف مهاجرت نمود.
معظم له در پنج سالگي به تعليم قرآن کريم پرداخت، سپس وارد مدرسه دار التعليم ديني به منظور آموزش علوم ديني شد که در اين مدت خوشنويسي را از استاد فن ايشان آموخت.
در سال 1360 هـ . ق به امر پدر بزرگوارشان شروع به آموختن مقدمات علوم حوزوي نمود که مجموعه اي از دروس ادبي همچون شرح الفيه ابن مالک، مغني ابن هشام مطول تفتازاني مقامات حريري و شرح النظام را نزد مرحوم اديب نيشابوري و بعضي ديگر از اساتيد فن پرداخت.
نيز شرح لمعه و قوانين را نزد مرحوم سيد احمد يزدي فرا گرفت و قسمتي از دروس سطوح مثل مکاسب و رسائل و کفايه را نزد عالم جليل شيخ هاشم قزويني خواند.
و تعدادي از کتب فلسفي همچون شرح منظومه سبزواري و شرح الاشراق و اسفار را نزد مرحوم آيسي خواند و شوارق الالهام را نزد مرحوم شيخ مجتبي قزويني آموخت و از محضر علامه محقق ميرزا مهدي اصفهاني متوفي 1365 هـ . ق بهره فراوان برد، همچنين از محضر ميرزا مهدي آشتياني و ميرزا هاشم قزويني بهره فراوان برده است.
ايشان پس از فراگيري علوم ابتدائي، مقدمات و سطح، نزد برخي از اساتيد و مدرسان به فراگيري علوم عقليه و معارف الهيه پرداخت.

سپس در سال 1368 هـ . ق به شهر مقدس قم مهاجرت نموده و از محضر مرجع بزرگ آيت الله بروجردي (قدس سره) در فقه و اصول بهره ي فراوان برد و از دانش و معرفت فقهي او بويژه در علم رجال و حديث استفاده ي بسياري نمود.

وي همچنين در دروس فقيه و عالم فاضل سيد حجت کوه کمره اي (قدس سره) و تعدادي از علماي معروف آن دوره شرکت جست.
معظم له در مدت اقامت در قم با مکاتباتي که با مرحوم سيد علي بهبهاني داشته است (يکي از علماي برجسته اهواز و از تابعين مدرسه محقق شيخ هادي طهراني) که موضوع مورد مکاتبه بعضي از مسائل قبله بوده بطوري که معظم له در اين مسائل مناقشات مفصلي با مرحوم بهبهاني حول آراء مرحوم محقق طهراني داشته و مرحوم بهبهاني از آراء استاد خود دفاع ميکرده، پس از مدتي مکاتبه مرحوم بهبهاني نامه تشکري براي معظم له فرستاده و از ايشان تمجيد و تقدير کاملي نمود. و قرار بر آن شد که بقيه بحث در موقع تشرّف ايشان به مشهد انجام گيرد.
در سال 1371 هـ . ق معظم له از قم به نجف اشرف مهاجرت نمود، که در روز اربعين حسيني (عليه السلام) وارد کربلا گرديد سپس به نجف سفر نمود، و در مدرسه بخارائي وارد شده و مستقر گرديدند، که در محضر اساتيد بزرگي همچون آيت الله خوئي و شيخ حسين حلي (قدس سرهما) در فقه و اصول به مدت طولاني حاضر گرديد و همچنين در اين مدت هم در دروس بزرگاني همچون آيت الله حکيم و آيت الله شاهرودي (قدس سرهما) حاضر گرديد.
در سال 1380 هـ . ق معظم له تصميم رجوع به موطن خود مشهد گرفت و چون تصور مينمود که در آنجا مستقر خواهد شد، از اينرو اساتيدشان آيت الله خوئي و شيخ حسين حلي (قدس سرهما) رسيدن به درجه اجتهاد را بري او مکتوب نمودند. همچنين که محدث بزرگ، آقا بزرگ طهراني شهادت ديگري در تبحر ايشان به علم رجال و حديث مکتوب نمود.
معظم له در سال 1381 هـ . ق بار ديگر به نجف بازگشت و با ورودشان شروع به درس خارج در فقه در باب مکاسب شيخ انصاري و متعاقب آن شرح عروه در باب طهارت و بيشتر کتاب صلاة را تدريس نمودند. و در سال 1418 هـ . ق بعد از آنکه کتاب صوم را به پايان رسانده بود، شروع به شرح کتاب اعتکاف نمود.
همچنين در اين مدت در موضوعات مختلفي همچون کتاب قضاء و ابحاث ربا و قاعده الالزام و قاعده تقيه، بحثهاي فقهي داشته اند. همچنين در اين مدت بحثهايي در علم رجال که شامل حجيت مراسيل ابن ابي عمير و شرح مشيخة التهذيبين و غيره نيز داشته اند.
همچنين معظم له بحثهايي در علم اصول را در شعبان 1384 هـ . ق شروع نموده و دوره سوم تدريس را در شعبان 1411 هـ . ق به پايان رساندند و تمام درسهاي ايشان در بحثهاي فقه و اصول از سال 1397 هـ . ق تا به حال بصورت کاستهاي صوتي موجود ميباشد. و در اين روزها (شعبان 1423 هـ) مشغول به تدريس کتاب زکات از شرح عروة الوثقي ميباشند.

نبوغ علمي

حـضـرت آيـت اللّه الـعظمي سيستاني (دام ظله) همواره در بحوث اساتيد خود استعداد و هوش فوق العاده اي نشان مي دادند و برجسته تر از همه همشاگردانش بود. وي در کثرت تحقيق و تتبع در مسائل فقهي و رجال و تداوم فعاليت عـلمي و آشنائي با بسياري از نظريه ها در ميدانهاي علمي گوناگون، در حوزه ، مهارت استثنائي نشان دادند. شايان ذکر است که ميان حضرت آيت اللّه العظمي سيستاني (دام ظله) و شهيد صدر (قدس سره) در حوزه نبوغ، علمي، رقابت شديد بود. بـه اين امر مي توان از گواهي اجتهادي دو تن از اساتيد وي يعني آيت اللّه العظمي سيد ابوالقاسم خوئي (رضوان اللّه تعالي عليه) و علامه حسين حلي (قدس سره) نگاشته اند پي برد. و مـعروف است که آيت اللّه خوئي (قدس سره) به هيچ يک از شاگردان خود، بجز حضرت آيت اللّه الـعـظمي سيستاني (دام ظله) و آيت اللّه شيخ علي فلسفي (که از علماي معروف مشهد مي باشد) گواهي خطي ندادند. و نـيـز شيخ محدثان عصر خود علامه آقابزرگ تهراني (قدس سره) براي حضرت آيت اللّه العظمي سـيـسـتاني (دام ظله) در سال 1380 هجري قمري گواهينامه ي نوشته است و در آن از مهارت حـضـرت آيـت اللّه الـعظمي سيستاني (دام ظله) و درايت وي در علم رجال و حديث تمجيد شده است . يـعـني هنگامي که هنوز حضرت آيت اللّه العظمي سيستاني (دام ظله) به سن 31 سالگي نرسيده بودند حايز اين مرتبه والا گرديده اند.

تأليفات و دستاوردهاي فکري

نـزديک بـه 34 سال پيش ، حضرت آيت اللّه العظمي سيستاني (دام ظله) شروع به تدريس بحث خارج فقه و اصول و رجال کردند. و نيز بحثهايي پيرامون مکاسب ، طهارت ، نماز، خمس ، و برخي از قواعد فقهي مانند تقيه، و الزام به انجام رساندند. وي تـدريـس اصول را در سه دوره تمام کرد، که بعضي از بحثهاي اين دوره ، مثل بحثهاي اصول عـلمي و تعادل و تراجيح و همچنين بعضي از مباحث فقهي و برخي از ابواب نماز و قاعده تقيه و الزام ، آماده چاپ است . عـده ي از فـضـلاي مـعروف نيز که بعضي از ايشان مدرّس بحث خارج مي باشند مانند علامه شيخ مـهـدي مـرواريـد، علامه سيد مرتضي مهري، علامه سيد حبيب حسينيان ، سيد مرتضي اصفهاني ، علامه سيد احمد مددي ، عـلامه شيخ باقر ايرواني ، و تعدادي از اساتيد حوزه هاي علميه ، بحث ايشان را به مراجعه و بررسي گذاشتند. حـضرت آيت اللّه العظمي سيستاني (دام ظله) همزمان با تدريس و بحث مشغول تاليف و نگاشتن کتابهاي مهم و چند رساله شدند. هـمـچنين ، حضرت آيت اللّه العظمي سيستاني (دام ظله) کليه تقريرات بحثهاي اساتيد خود را به رشته تاليف درآورده اند.

روش بحث و تدريس

روش حـضرت آيت اللّه العظمي سيستاني (دام ظله) از ديگر روشهاي اساتيد حوزه و ارباب بحث خارج تفاوت دارد. براي مثال ، در زمينه روش وي در بحث علم اصول به ويژگيهاي زير اشاره کرد :
الف ـ ذکر تاريخ بحث و شناخت اصول و پايه هاي آن که شايد يک مسئله فلسفي، مانند: سهولت و آسـاني ((مشتق)) وترکيبات آن باشد، يا عقيدتي ـ سياسي ، مانند: بحث تعادل و تراجيح ، که او در آن گفته است : قضيه اختلاف احاديث نتيجه مبارزات و کشمکشهاي فکري و عقيدتي آن زمان و نيز شرايط سياسي زمان امامان (عليهم السلام) بود. و اندک اطلاعي از تاريخ اين بحث ما را به گوشه و کنار آن مسئله و حقيقت افکار و آرا که در اين باره مطرح است ، مي رساند.
ب ـ پيوند ميان فکر حوزوي و فرهنگهاي معاصر، ضمن بحث از معني الفاظ. مؤلف کتاب ((الکفاية)) عقيده خود درباره معاني الفاظ را بر اساس نظريه فلسفي معاصر، که بنام ((نظريه تکثّر ادراکي)) در فعاليت ذهن بشري و خلاقيت آن است ، ساخته است .
بـه ايـن مـعـني کـه ذهـن ممکن است يک مطلب را با دو شکل مختلف تصور کند: که يکي را با استقلال و دقت و وضوح ، که به او ((اسم)) گفته مي شود. و ديگري با انقباض يا گرفتگي ، که آن ((حرف)) ناميده مي شود، و وقـتي که وارد بحث ((مشتق)) مي شود، ايشان از زمان ، با بينش فلسفي جديد که در غرب رايج است ، و اينکه بايد زمان را از مکان به لحاظ تعاقب نور و ظلمت جدا کرد، سخن مي گويد.

و ضـمن بحث درباره ((صيغه امر)) و بحث از ((تجري))، نظريه برخي از علماي جامعه شناسي را مـطـرح مي کـنـند که بر اين عقيده اند که سئوال ناشي از تداخل صفت درخواست کننده بايد از حقيقت درخواست او تفکيک شود.

مـلاک اسـتـحـقـاق عقوبت و جزا ياغي شدن عبد بر عليه مولي خود است ، و اين حالت مبني بر تقسيمات و طبقه بندي جوامع قديم بشري است که سروران ، غلامان ، برتر، بدتر، و...داشته است . در واقـع ، ايـن نظريه از بقايي فرهنگهاي ديرين ، که با زبان رده بندي نه زبان قانوني که مبني بر مصالح انساني عام است تکلم مي کردند.
ج ـ اهتمام نسبت به اصولي که با فقه ارتباط دارد، لذا، يک طلبه مي تواند اغراق و تفصيل علما را در بـحـثـهاي فقهي که هيچ ثمره علمي يا فايده فکري ندارند، ملاحظه کند، مانند بحثهايي که درباره ((وضع)) مي کنند، و اينکه آيا ((وضع)) يک امر اعتباري يا تکويني ، يا امري است که متعلق بـه تـعـهـد يـا تخصيص است ، يا بحثهايي که در بيان موضوع ((علم)) و برخي از عوارض ذاتي درتعريف موضوع ((علم)) و مانند آن مي کنند.

امـا آنـچـه کـه در دروس حضرت آيت اللّه العظمي سيستاني (دام ظله) مشاهده مي شود، کوشش فراوان و بذل نهايت زحمت بري به دست آوردن مبني علمي محکم و استوار در بحثهاي اصولي در رابطه با روشهاي استنباط، نظير مباحث اصول عملي ، تعادل و تراجيح ، و عام و خاص ، مي باشد.

د ـ نوآوري : بسياري از اساتيد ماهر حوزه ، روح يا فن نوآوري و تجديد را دارا نيستند، و هميشه سـعي ايـشان بر اين بوده که تعليقي يا حاشيه اي بر اين کتاب يا آن رساله بنگارند، بدون اينکه به جوهر بحث بپردازند، لذا مي بينيم که اين نمونه از اساتيد فقط آري موجود را بحث نموده و از بين آنـها يکي را انتخاب مي کنند، و خود را با عباراتي مانند ((فتأمل)) يا ((فأفهم))، يا ((در اين اشکال دو اشکال وجود دارد)) و ((بايد در اين دو اشکال تامل بخرج داد))، و... مشغول مي کنند.
هـ . ق ـ نـکـاح اهل شرک جايز است : حضرت آيت اللّه العظمي سيستاني (دام ظله) اين قاعده را که ((تـزاحـم)) نـام دارد، و فـقـهـا و اصوليين آن را به عنوان يک قاعده عقلي يا عقلائي صرف ، مطرح مي کـنـند، ضمن قاعده ((اضطرار))، که يک قاعده شرعي و نصوص فراواني درباره اش ذکر شده ، مثل ((هر چيزي را که خداوند حرام کرده است براي مضطر حلال کرده است))، مي دانند.

پس در واقع ، قاعده ((اضطرار)) همان قاعده ((تزاحم)) است . و يـا ايـنـکه فقها و اصوليين قاعده اي را بيهوده طول مي دهند، مانند آنچه در قاعده ((لا تعاد)) مشاهده مي کنيم . که فقها آن را، به دليل وجود نص مخصوص نماز مي دانند. در صـورتي کـه آيت اللّه العظمي سيستاني (دام ظله) روايت ((لا تعاد الصلاة الا من خمسة)) را مصداق کبري ديگري که شامل نماز و واجبات گوناگون مي باشد، مي شناسند. ايـن کـبري در آخر متن روايت موجود است که عبارت است از ((و لا تنقض السنة الفريضة))، پس آنـچـه کـه مسلم است در نماز و غيره ترجيح فريضة بر سنت است ، مانند ترجيح وقت و قبله ، زيرا وقت و قبله از فرايض هستند نه سنت .
و ـ ديدگاه اجتماعي : بعضي از فقها متون را تحت اللفظي ترجمه و معني مي کنند. به عبارت ديگر، خودشان را مقيد به حروف متن مي سازند بدون اينکه فراتر از آن بروند و به معاني وسيع آن متن، بپردازند.

بـعـضي ديـگـر از فـقـهـا شرايطي که متن در آن گفته شده است را مورد بحث و بررسي قرار مي دهند تا با حوادثي که بر دلالت آن متن تاثير مستقيم مي گذارند، آشنا شوند. بـه طـور مـثال ، اگر به حديث پيغمبر گرامي ، که در آن خوردن گوشت حمار اهلي را (در جنگ خيبر) حرام کردند بنگريم ، مي بينيم که بعضي از فقها به يکايک حروف اين حديث عمل مي کنند، بـه ايـن معني که گوشت حمار اهلي را، طبق اين حديث ، حرام مي دانند، در صورتي که که اگر به شـرايط خاصي که اين حديث در آن گفته شده است توجه کافي مبذول شود ، به منظور اصلي و هدف اساسي که پيغمبر گرامي مي خواستند آن را در اين حديث پياده کنند پي خواهيم برد، و آن اين است که جنگ با يهوديان خيبر نياز مبرم به سلاح و تجهيزات داشت ، و سلاح و تجهيزات ، در آن زمان آن هم با آن شرايط سخت که مسلمانها در آن بسر مي بردند، به غير از چهارپايان قابل حمل و نقل نبود. پـس ، بـه ايـن نتيجه مي رسيم که مراد از اين حديث نهي حکومتي بوده يعني بري يک مصلحت خـارجي کـه شـرايـط آن روزها اقتضا مي کرد، چنين دستوري صادر شده است و نبايد به عنوان تشريع يا حرمت و يا کراهت تلقي شود.
ز ـ داشـتن علم و درايت در استنباط: آيت اللّه العظمي سيستاني (دام ظله) بر اين عقيده هستند کـه يک فقيه بايد از زبان و دستور عرب اطلاع کامل داشته باشد، و با نثر، اشعار و مجازهاي عربي آشنا باشد تا بتواند متون را بر طبق موضوع ، نه ذات ، درک و طبقه بندي کند. و نـيـز بـايد بر احاديث اهل بيت (عليهم السلام) و راويان آن ، احاطه کامل داشته باشد زيرا معرفت علم رجال براي هر مجتهد واجب و ضروري است . هـمچنين ، حضرت آيت اللّه العظمي سيستاني (دام ظله) آراي منحصر به فردي دارند که با آنچه مشهور و معروف است ، تفاوت دارد.

مـثـل ايـشان در مساله عدم اعتماد به توهين (ابن غضائري) نسبت به ديگران ، يا به خاطر توهين بيش از حد، و يا به خاطر عدم ثبوت نسبت کتاب به او، رأي مغايري دارند، و آن اين است که ، کتاب مزبور تحقيقا به او برمي گردد، و غضائري بيش از نجاشي ، شيخ ، و غيره، مورد اعتماد مي باشد. ايشان بر اين عقيده اند که براي تعيين شخصيت راوي و تاييد کردن او تا اينکه بتوان يک حديث را، حـديـث مسند يا مرسل ناميد، بايد به روش طبقات اعتماد کرد، و اين همان روش مرحوم آيت اللّه بروجردي (قدس سره) بود. آيت اللّه العظمي سيستاني (دام ظله) باور دارند که فقيه بايد از کتب حديث و اختلاف نسخه ها با يـکـديگر، و درک موقعيت و حال و احوال مؤلف ، از لحاظ ضبط و صحت ، و نيز روش تاليف که اين مؤلف يا آن راوي بکار برده ، اطلاع کافي داشته باشد. مـثـل، حضرت آيت اللّه العظمي سيستاني (دام ظله) اين امر را که ، صدوق در نقل اخبار، روايات و احـاديـث دقـيـقـتـر از ديـگران مي باشد قبول ندارد، بلکه شيخ را، طبق کتب موجود و بر اساس قرينه ، ناقلي امين و قابل اعتماد مي داند. و حـال آنـکـه حـضـرت آيت اللّه العظمي سيستاني (دام ظله) و شهيد صدر در اين باره کوشش و فعاليت بسياري از خود نشان داده اند، و همواره نوآوري و تجديد را پيشه مي گيرند.

و وقـتي که آيت اللّه العظمي سيستاني (دام ظله) وارد بحث ((تعادل)) و ((تراجيح)) مي شوند به اين نتيجه مي رسند که راز اين بحث ، در علت اختلاف احاديث نهفته است . پـس ، اگـر مـا به علل اختلاف متون شرعي بپردازيم ، آن مشکل بزرگ و به ظاهر حل نشدني حل خواهد شد. و خواهيم ديد که ، از روايات ((ترجيح)) و ((تغيير)) که صاحب ((کفايه)) آنها را بر استحباب حمل کرده است ، بي نيازيم . شـهيد صدر همين بحث را بررسي کرده است ، لکن بر اساس عقل صرف ، نه بر اساس ذکر شواهد تاريخي و حديثي ، و ارائه قواعد مهم بري حل اختلاف .
ح ـ مقايسه ميان مکتبهاي گوناگون : همه مي دانيم که بيشتر اساتيد بحثها را از ديد يک مکتب يا عقيده بررسي و مطالعه مي کنند، ولي حضرت آيت اللّه العظمي سيستاني (دام ظله) از اين قبيل نيستند. وي مـيـان حـوزه مشهد، قم و نجف اشرف مقايسه مي کند، و آراي ميرزا مهدي اصفهاني (قدس سره) که يکي از علماي معروف مشهد بشمار مي رود، آري آيت اللّه بروجردي (قدس سره) که سمبل تفکر حوزه علميه قم مي باشد، و نيز آري سه محقق معروف ، آري آيت اللّه خوئي (قدس سـره) و شيخ حسين حلي (قدس سره)، به عنوان نمايندگان حوزه علميه نجف اشرف ر، همه با هم مطرح مي کند. در حقيقت ، اين نوع روش ، زوايا و گوشه هاي بحث را به نحو احسن به ما نشان مي دهد.

و اما روش فقهي آن بزرگوار، در واقع چند ويژگي دارد، از جمله :
1 ـ مـقـايـسـه ميان فقه شيعه و فقه ديگر مذاهب اسلامي بدون ترديد، آگاه شدن از تفکر فـقهي اهل تسنن در عصر به وجود آمدن متن ، مثل ((موطا مالک)) و ((خراج ابويوسف)) و امثال آن، ايـن امکان را به ما مي دهد تا از مقاصد ائمه (عليهم السلام) و نظر ايشان هنگام گفتن اين حديث يا آن سخن ، مطلع شويم .
2 ـ بکارگيري علم حقوق معاصر در بعضي از موارد فقهي ، مانند مطالعه قانون دولت عراق ، مصر و فرانسه ، هنگام بررسي ((کتاب بيع و خيارات))، چرا که شناختن اساليب قانوني معاصر به انسان تـجـربـيـات زيـادي مي بخشد، که بتواند در تحليل قواعد فقهي و توسعه دادن به طرز تفکر او و موجبات تطبيق آن همه نکات مهم ، فعال باشد.
3 ـ بـيـشـتر علماي ما هيچ تغييري روي قواعد فقهي که از علماي گذشته به آنها رسيده انجام نـمي دهـنـد، در حـاليکه مي بينيم آيت اللّه العظمي سيستاني (دام ظله) سعي بر اين دارد که به بعضي از قواعد فقهي تنوع بخشد. مثلا درباره قاعده ((الزام))، که بعضي از فقها آن را به عنوان قاعده ((مصلحت)) مي شناسند که بر اسـاس آن مـسلماً، حق دارند براي بدست آوردن منافع شخصي خود، گاهي از قوانين مذاهب ديـگـر اسلامي ، ولو اينکه اين قوانين با مذهب اصلي خود آنها سازگار نيست ، تبعيت مي کنند، در صـورتي کـه حضرت آيت اللّه العظمي سيستاني (دام ظله) اين وضع را قبول ندارند، و احترام هر مذهب و قوانين آن مذهب و مذاهب ديگر ر، واجبتر و مقدمتر مي دانند، همانند قاعده ((لکل قوم نکاح)) يعني (هر ملت ، نکاح و رسم ازدواج مخصوص به خود را دارد).

خصوصيات و ويژگيها

هر کس که از نزديک با حضرت آيت اللّه سيستاني (دام ظله) معاشرت و رفت و آمد کند، بزودي به شخصيت ممتاز و روحيه اي ايده آل او پي خواهد برد. ايـن شخصيت و روحيه که آيت اللّه العظمي سيستاني (دام ظله) دارا هستند، وي را به يک الگوي برجسته و عالم رباني مبدل کرده است . آري ، بـه بـعـضي از فـضـايـل و مـکارم اخلاقي آن بزرگوار، که بنده از نزديک شاهد آن بودم ، مي پردازيم :
الـف ـ انـصاف و احترام به رأي ديگران : چون ايشان عاشق علم هستند، و ارادت خاص نسبت به معرفت و رسيدن به حقايق دارند. همواره به ري ديگران احترام مي گذارند، هميشه کتاب به دست هستند، و هرگز خواندن ، تتبع ، بحث و آگاه شدن از آري ديگر علما را فراموش نکردند. لـذا گـاهي اوقات ، ايشان بحثهاي برخي از علم، که شايد هم به آن صورت معروف نباشند، مورد مطالعه و بررسي قرار مي دهد. و ايـن خـودش نـشانگر اين است که ، حضرت آيت اللّه العظمي سيستاني (دام ظله) توجه خاصي و احترام فوق العاده ي نسبت به ري ديگران دارد.
ب ـ ادب و نـزاکـت در مـحاوره ها: همينطور که همه مي دانند، جلسات بحث و محاوره که بين طـلـبـه هـا يا ميان يک طلبه و استادش ، بخصوص در حوزه علميه نجف اشرف ، انجام مي گيرد، بسيار محکم و جدي مي باشند. البته ، در بعضي مواقع ، اين نوع روش براي طلبه ها مفيد است ، ولي در عين حال ، هميشه تندي ، روش صحيحي براي بحث و گفتگو نيست ، و هرگز به هدف علمي مطلوب نمي رساند، و به غير از تلف کردن وقت ، و دور ساختن طلبه ها از روح مذاکره ، چيز ديگري دربرندارد. از جـهـت ديـگـر، هـمـيشه درسها و بحثهايي که حضرت آيت اللّه العظمي سيستاني (دام ظله) با شـاگـردانشان بر پا مي کنند، بر اساس ادب و احترام دوجانبه ميان شاگرد و استاد بوده و هست ، گرچه حتي بسياري از موضوعات يا بحثهايي که جلوي ايشان مطرح مي شوند، ضعيف و بي پايه اند. يـکي ديگر از خصوصيات حضرت آيت اللّه العظمي سيستاني (دام ظله) اين است که سعي دارند جوابي را که به شاگردانشان مي دهند تکرار کنند، تا آنها مساله مطرح شده را درک کنند. اما، اگـر سـئوال کننده روي نظر خود اصرار کند، حضرت آيت اللّه العظمي سيستاني (دام ظله) سکوت را ترجيح مي دهند.
ج ـ تـربيت : تدريس يک وسيله ي براي کسب پول در مقابل آن ، يا يک وظيفه رسمي که استاد را وادار به انجام آن کند، نيست . بلکه سعي يک استاد خوب ، مهربان و دلسوز، بايد بر اين باشد که شاگردانش را تربيت کند، و آنان را به مقام علمي والا و پيشرفت دائم برساند. لذا، محبت لازمه اين کار مي باشد. گذشته از اينکه ، همواره و در همه جا آدم بي خيال و وظيفه نشناس موجود است ، ولي در کنار آن ، اساتيدي هستند مخلص ، دلسوز، رئوف و فهميده ، که هدف اصلي ايشان ادي رسالت تعليم و تعلم به نحو احسن است . شايان ذکر است که آيت اللّه حکيم (قدس سره) و آيت اللّه خوئي (قدس سره) هميشه سمبل اخلاق حـسـنـه بـودنـد، و آنـچـه که از آيت اللّه سيستاني (دام ظله) ديدم و شاهد آن بودم ، همان اخلاق اساتيدشان بوده است . وي همواره از شاگردانشان تقاضا مي کنند که بعد از پايان درس ، از ايشان سئوال کنند. حـضـرت آيت اللّه العظمي سيستاني (دام ظله) هميشه به شاگردان خود توصيه مي کنند که به اساتيد و علما اعلام احترام بگذارند، و هنگام سئوال يا بحث هر موضوع با آنان ، نهايت ادب را رعايت کنند. وي مدام از اساتيد خود، و روحيه عالي ايشان اخبار و قصه هاي فراواني نقل مي کند.

د ـ پارسائي و تقوا: بعضي از علماي نجف اشرف خود را از دعوا و مرافعه دور مي کنند، اما عده اي آن را گريز و فرار از واقعيت ، يا هراس و ضعف در بيان مي دانند. ولي اگر به اين مساله ، از زاويه ديگري بنگريم ، خواهيم ديد که در واقع ، اين يک امر مثبت است ، بلکه در خيلي از موقع ها، مهم و ضروري است . حـال ، اگر همان علما احساس کنند که امت اسلامي يا حوزه ، به علت رويداد مهيج و يا ابهامي در بـعضي از مفاهيم اسلامي در معرض خطر قرار گرفته است ، بدون ترديد، در صحنه خواهند بود، چرا که آنان خوب مي دانند که هر عالم بايد، در مواقف سخت و حساس ، علم خود را اظهار کند. نـکته مهمي که نبايد اينجا از ياد برد اين است که ، هميشه آيت اللّه سيستاني (دام ظله) در مواقع فـتـنـه و آشـوب سکوت را رعايت مي کردند، همانطوري که بعد از درگذشت آيت اللّه بروجردي (قـدس سـره) و آيـت اللّه حـکـيـم (قدس سره)، و بروز تعصبات شخصي و رقابت براي رسيدن به مـنـصـب و کرسي ، حضرت آيت اللّه سيستاني (دام ظله) همان سياست ثابت خود را دنبال کرد، و هيچگاه هدف خود ر، رسيدن به لذتهاي دنيوي ، سلطه جوئي ، يا مقام قرار نداد.
هـ . ق ـ آثـار فـکـري : حـضـرت آيت اللّه سيستاني (دام ظله) تنها يک فقيه نيستند، بلکه ايشان يک شخصيت متبحر، دانا و داري يک بينش بالنده در حوزه اقتصادي و سياسي است . وي نـظرات ارزشمندي درباره اداره و جامعه شناسي دارد، و همواره از اوضاع معاصر که بر جامعه اسلامي حاکم است ، مطلع و آگاه بوده است .

قابل ذکر است که معظم له در عيادتي که از استادشان مرحوم آيت الله سيد ابوالقاسم خوئي (قدس سره) در 29 ربيع الثاني 1409 هـ . ق داشته اند استادشان از ايشان خواستند که به جاي ايشان در مسجد خضراء امامت نماز جماعت را به عهده بگيرند که ايشان در بدو امر اين موضوع را قبول ننمودند و ليکن آن مرحوم اصرار زيادي نموده و فرمودند: (اگر ميتوانستم همچنانکه مرحوم حاج آقا حسين قمي (قدس سره) حکم ميکرد شما را مجبور به قبول مينمودم) اما معظم له چند روز مهلت خواستند و پس از آن در 5 جمادي الاول 1409 هـ . ق امامت نماز را تقبل نموده و اين کار تا آخرين جمعه ماه ذي الحجه سال 1414 هـ . ق که مسجد خضراء بسته شد، ادامه داشت.
معظم له جهت اداء فريضه حج در سال 1384 هـ . ق و دو بار متوالي در سالهاي 1405 هـ . ق و 1406 به بيت الله الحرام مشرف شده اند.

مرجعيت ايشان

بـعضي از اساتيد حوزه علميه نجف اشرف نقل کردند، که عده ي از فضلا و علما از آيت اللّه خوئي (قـدس سـره)، بـعـد از فوت آيت اللّه سيد نصراللّه مستنبط (قدس سره)، خواستند که شرايطي را بري انتخاب جانشيني که داري صلاحيت مرجعيت در حوزه علميه نجف اشرف ، فراهم کند.
وي آيـت اللّه سـيـستاني (دام ظله) را، براي علمشان و پاکي مسلکشان و نيز خط مشي استوارشان انتخاب کردند. ابـتـدا، نماز را در محراب آيت اللّه خوئي (قدس سره) برپا کردند، سپس شروع به بحث و نگاشتن تعليقات بر رساله آيت اللّه خوئي (قدس سره) و مسلک ايشان پرداختند.

بـعـد از رحـلـت آيـت اللّه خـوئي (قـدس سـره)، حـضـرت آيـت اللّه سيستاني (دام ظله) يکي از تشييع کنندگان جنازه آن مرحوم بودند، و نماز ميت را بر او گذاردند. پـس از آن ، زمـام مرجعيت حوزه علميه را بدست گرفتند، و شروع به فرستادن اجازات ، تقسيم و پخش حقوق ، و تدريس از روي منبر آيت اللّه خوئي (قدس سره) در مسجد (خضرا) نمودند. و به اين صورت ، آيت اللّه سيستاني (دام ظله) شهرت زيادي در عراق ، کشورهاي خليج فارس ، هند، آفريقا و... مخصوصا در ميان قشر جوانان پيدا کردند.

حضرت آيت اللّه سيستاني (دام ظله) يکي از علماي سرشناس و برجسته اند که مشهور به اعلميت هـسـتـنـد، و جـمـع کثيري از اهل علم و اساتيد حوزه علميه قم و نجف اشرف بر اعلميت ايشان گواهي مي دهند

زندگی نامه آیت الله سیستانی